درباره ی{امام علی}{ع}

 

پوپک لبخند٬بال وپرزنان

 

روی لبهای﴿ابی طالب﴾نشست

 

خوب یادم هست که قنداقه ای

 

داشت غرق بوسه می شدروی دست

 

بر زمین٬بال فرشته پهن بود

 

آسمان شعرامامت می سرود

 

غنچه ای در قلب {کعبه}می شگفت

 

عطرگل درکوچه ها پیچیده بود

 

باصدایش زنده شد عطربهار

 

 

دررگ گلبوته های مخملی

 

اولین آیینه باغ {خدا}

 

آمدومادر صدایش زد׃{علی}

مراسم و مناسبتها 

 شب يلدا يا شب چله

 ( مراسم نوئل و بابا نوئل )

ايرانيان قديم شادي و نشاط را از موهبت هاي خدايي و غم و اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني مي پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا و سنت هاي  ديگر در واقع بيانگر اين حقيقت است كه ايرانيان پس از رهايي از بيدادگري و ستم به شكرانه بازيافتن آزادي، جشن برپا مي ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند.
شب يلدا نيز يكي از اين موارد است. در دوران كهن، شب مظهر تاريكي و تباهي و وحشت بوده و اغلب سعي مي كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پليدي و تباهي در آن راه نيابد. شب يلدا طولاني ترين شب ها است. يعني تسلط تاريكي بر زمين از تسلط نور خورشيد و روشنايي مي كاهد. و چون فرداي اين شب روشنايي بر ظلمت غالب و روز طولاني مي شود، ايرانيان تولد دوباره خورشيد را كه مظهر روشنايي است جشن مي گيرند.  

    

در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. در هر ماه روزي را كه نام روز با نام ماه يكي باشد، جشن مي گرفتند .

دي ماه، در ايران كهن، چهار جشن، وجود داشت. نخستين روز دي ماه و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزي كه نام ماه و نام روز يكي بود. و در اين سي روز ماه، سه روز آن «دي» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن مي گرفتند. امروز از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا را جشن مي گيرند، يعني آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال.

 

يلدا از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است .

واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا )  و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعني روز ( تولد مهر شكست ناپذير   ) نامند . 

 

 

آيا مي دانيد حكايت درخت كريسمس و ستاره بالاي آن چيست ؟

 

از منابع رومي مي دانيم که پيران و پاکان در اين شب به  تپه اي رفته ، با لباس نو و مراسمي از آسمان مي خواستند که آن «رهبربزرگ» را براي رستگاري آدميان گسيل دارد و باور داشتند که نشانه زايش آن ناجي ، ستاره ايست که بالاي کوهي – به نام کوه فيروزي- که داراي درخت بسيار زيبايي بوده است، پديدار خواهد شد.

ظاهرا پس از مسيحي شدن روميان، سيصد سال بعد از تولد عيسي مسيح، کليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسي پذيرفت، زيرا، موقع تولد او دقيقا معلوم نبود. ازين روست که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر مي شود و درخت سرو و ستاره بالاي آن هم يادگار مهري هاست،

همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر )  به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت

 

آيين شب يلدا يا شب چله

 

صداي پاي يلدا آرام آرام به گوش مي رسد . پدربزرگها و مادر بزرگها خانه را براي استقبال از فرزندان مي آرايند و فرزندان و نوه ها نيز از آن سوي براي ديدار بزرگان خانواده بي قرارند .

برگزاري مراسم يلدا ، آييني خانوادگي است و گردهمايي ها به خويشاوندادن و دوستان نزديك محدود ميشود .

ايران كشوري با فرهنگي غني است كه مردمانش بنا به ذوق و  سليقه و طبيعت منطقه اي كه در آن زيست مي كنند هر يك براي برگزاري سنت هاي كهن آداب خاص خود را دارند 

 

آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند.

 

عیدغدیرخم

غدیر خم، بزرگترین عید شیعیان
شنبه ۱۶ دی ۱۳۸۵

بارگاه حضر علی (ع) در نجف
همه ما از واقعه تاریخی که در روز هجده ذی حجه سال دهم هجرت به وقوع پیوسته و مسلمانان همه ساله آنرا به عنوان بزرگترین عید خود، جشن میگیرند، مطلع هستیم.

همه ما جمله "هرآنکه من مولای او هستم، علی مولای اوست" را بارها شنیده ایم و به آن ایمان داریم.

جشن عید غدیر در ایران
عید غدیر بعد ازعید باستانی نوروز مهمترین و با ارزش ترین عید در نزد مردم ایران است. شور و حال وصف ناپذیری که در این عید وجود دارد در اعیاد دیگر همچون فطر و قربان دیده نمی شود و دلیل آن همانطور که بیان شد به خاطر عشق و علاقه ای است که مردم ما به حضرت علی بن ابیطالب (ع) دارند.

رسم بر آن است که صبح روز عید، مردم به دیدار و دست بوسی سادات و ذریه امیرالمومنین (ع) می روند و ادای احترام به سادات می نمایند و سادات نیز ضمن پذیرائی با شربت و شیرینی و اهداء هدیه ای به رسم یاد بود از مهمانان قدردانی می نمایند.

بازار جشن و سرور و عروسی نیز در این روز بسیار پر رونق است و علاوه بر آن در این روز، خانواده نوعروس و تازه داماد هدایایی به زوج تازه میدهند و در بعضی از مناطق، این هدایا با آداب و رسوم خاصی تهیه و تقدیم میشود. به خصوص اگر یکی یا هردو آنها سید باشند، مراسم مهمتر و با شکوهتر خواهد بود.

در این روز مردم بهترین و زیباترین لباسهای خود را می پوشند، خود را معطر به بهترین عطرها می نمایند و با چهره ای خندان و شادمان به دید و بازدید میپردازند.در این روز افراد بسیاری روزه می گیرند و به مومنین قرض و اطعام می دهند.

مردم اعتقاد دارند پولی که به عنوان هدیه از سادات گرفته اند نباید خرج نمایند بلکه به عنوان تبرک و برکت در نزد خود نگهداری کنند.

در شب عید غدیر در مساجد و حسینیه ها مراسم جشن و سرور و مولودی خوانی برپاست. همچنین در منازل سادات و علما نیز مداحان و شاعران در وصف مولا علی (ع) و غدیرخم مولودی خوانی می نمایند. سادات نیز چند روز مانده به عید غدیر خم اقدام به خانه تکانی و گردگیری منازل خود می کنند و خود را آماده پذیرایی از مهمانان آماده کنند.

اما آنچه در زیر میخوانید شرح کوتاهی از واقعه ای است که حجت پیامبر را بر پیروانش تمام کرد و دین اسلام را به دینی پایدار و بی خدشه مبدل ساخت. این نوشته از سایت "مرکز اطلاع رسانی موسسه فرهنگی شهید آوینی" تهیه شده است.


اطاقی از منزل حضرت علی (ع) در کوفه
آخرین حج
در سال دهم هجرت، زمانی که پیامبر اکرم (ص) دریافت به زمان رحلت خود نزدیک میشود، بی وقفه میکوشد تا زمان حضورش را در میان مسلمانان پربارتر نماید و به همین دلیل، زیباترین و دقیق ترین مراسم حج را به اتفاق یاران خود انجام داد.

در آن روزها بيمارى سختى (آبله يا حصبه) در مدينه شايع بود كه بسيارى از مسلمانان را از اين سفر محروم مى داشت با اين حال دهها هزار نفر با پيامبر همراه شدند. مورخان، همراهان آن حضرت را چهل هزار، هفتاد هزار، نود هزار، 114 هزار، 120 هزار و 124 هزار نفرنوشته اند ولى با اين همه حق اين است كه بگوييم چنان جمعيتى در ركاب آن حضرت حركت كردكه شمارش بر جز خدا پوشيده است.

اينان كسانى بودند كه از مدينه مى آمدند، ولى تعداد حاجيان به اين عده منحصر نمى شد زيرا اهل مكه و ساكنان حومه آن و كسانى كه از يمن در ركاب على (ع) آمده بودند نيز در حج شركت داشتند.

دلیل انتخاب محل غدیر خم
پس از پایان یافتن این حج که به الوداع، حجة الاسلام، حجة البلاغ، حجة الكمال و حجة التمام خوانده اند با پايان گرفتن مراسم حج پيامبر (ص) به سوى مدينه حركت كرد هنگامى كه به سرزمين رابغ رسيد، در محلى كه غدير خم نام داشت، جبرئيل امين بر او نازل شد و پيامى بدين شرح از پروردگار بر او تلاوت كرد.

اى رسول ما! آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده به مردم برسان و اگر اين كار را انجام ندهی، رسالت خود را به انجام نرسانده اى و خدا تو را از مردم ايمن خواهد كرد همانا خداى، قوم كفرپيشه را هدايت نمى كند.

اين پيام الهى ماموريتى خطير بر عهده پيامبر اكرم (ص ) مى گذاشت، اعلان چيزى كه بايد همگان ازآن باخبر شوند و اگر چنين نكند گوياكارى صورت نداده است.

بنابراين بهترين موقعيت براى اعلام چنين پيامى همين جا بود، جايى كه راه مصر و عراق و مدينه و حضرموت و تهامه از هم جدا مى شود و همه حاجيان ناگزير از آن مى گذرند. غدير خم مناسب ترين محلى بود كه مى توانست چنين پيام پر اهمیتی رابه گوش همگان برساند.


بارگاه حضر علی (ع) در نجف
مهمترین خطبه پیامبر اسلام
پیامبر، پس از جمع شدن تمام حجاج و در زیر خورشید تابان، از یاران خود خواست تا زير چند درخت كهنسال را بروبند و با رویهم گذاردن جهاز شتران منبرى بلند برافرازند، سپس بر فراز منبر برآمد و خطبه اى بدين شرح ايراد كرد:

"ستايش مخصوص خداوند است از او كمك مى خواهيم و به او ايمان مى آوريم و بر او توكل مى كنيم و از شر نفس و بدى كردارمان به او پناه مى بريم ، خدايى كه هدايت كننده اى نيست آنكه رااو گمراه سازد و گمراه كننده اى نيست هر كه را او هدايت كند گواهى مى دهم كه معبودى جزخداى يگانه نيست و محمد بنده و فرستاده اوست."

"من پيش از شما به حوض كوثر مى رسم و شما در كناره حوض بر من وارد خواهيد شد،حوضى كه عرض آن به اندازه فاصله صنعا تا بصرى است ، و در آن جامهايى است از نقره به شماره ستارگان، حال بنگريد كه پس از من با دو ميراث گرانبها چگونه رفتار مى كنيد."

مردى از ميان جمعيت فرياد برآورد: يا رسول اللّه ! آن دو چيز گرانبها چيست ؟

فرمود: يكى از آن دو كه بزرگتر است ، كتاب خداست يك طرفش در دست خدا و طرف ديگرش به دست شماست ، پس آن را محكم نگه داريد تا گمراه نشويد و ديگرى كه كوچكتر است ، عترت و خاندان من است و خداى نيكى كننده آگاه به من خبر داده است كه اين دو هرگز از هم جدا نمى شوند، تا در لب حوض در قيامت به من رسند من هم از خدا همين را خواسته ام، پس شما ازآنها پيشى نگيريد كه هلاك مى شويد و از آنها وا نمانيد كه هلاك مى شويد."

سپس دست على (ع )را گرفت و بلند كرد، آنگاه فرمود: اى مردم! چه كسى نسبت به مؤمنان از خود ايشان سزاوارتر است ؟

گفتند: خدا و رسولش بهتر مى دانند.

فرمود: خدا مولا و سرپرست من است و من مولا و سرپرست مؤمنانم و من نسبت به مؤمنين ازخود ايشان سزاوارترم پس هر كس من مولا و سرپرست اويم ، على مولا و سرپرست اوست." اين جمله را سه بار تكرار كرد.

سپس گفت : "خداوندا! دوستى كن با هر كس كه با على دوستى كند، و دشمنى كن با هر كس كه على را دشمنى كند، دوست بدار هر كس كه على را دوست مى دارد، و دشمن دار هر كس او رادشمن مى دارد، يارى كن هر كس را كه ياريش كند و بى ياور بگذار هر كس تنهايش گذاردو حق را همواره با على بدار هر طرف كه باشد .

اى مردم بايد حاضران، اين پيام را به غايبان برسانند."

چون خطبه نبوى به پايان رسيد امين وحى براى بار دوم نازل شد و او را به اين پيام مفتخر ساخت:

"امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام كردم و راضى شدم كه اسلام دين شما باشد (اسلام را به عنوان دين براى شما پسنديدم)"

پيامبر اكرم(ص) پس از دريافت اين پيام مسرت بخش ، فرمود:"اللّه اكبر! كه دين كامل و نعمت تمام گشت و پروردگارم به رسالت من و ولايت على بعد از من راضى شد"

علمی

 

سلام :ایا باور می کنید ؟

 

دانشمندان با تلسکوپ فضا را مطالعه می کنند.بزرگترین ایینه ی تلسکوپ

در حدود۶مترقطردارد.

توجه ,توجه

سلام دوستان خوبم :باتوجه به نظرمعلم عزیزمان مهلت پاسخ به چیستان های کودکانه تاتاریخ ۵/۱۰/۸۷تمدیدشد.لطفاجواب هارایااز طریق نظرخواهی ویا به صورت نوشته تحویل اینجانب مهدی سلطانی دهید واز جوایزی که تهیه شده برنده شوید .

توجه ,توجه

سلام دوستان خوبم :باتوجه به نظرمعلم عزیزمان مهلت پاسخ به چیستان های کودکانه تاتاریخ ۵/۱۰/۸۷تمدیدشد.لطفاجواب هارایااز طریق نظرخواهی ویا به صورت نوشته تحویل اینجانب مهدی سلطانی دهید واز جوایزی که تهیه شده برنده شوید .

طنز

  

من می گم  اینه                             اون می گه من درش پیدا      

من می گم شیشه                         اون می گه اون ورش پیدا  

من می گم گوجه                           اون می گه چراغ خطردیزی   

من می گم کشتی                        اون می گه تشخیس    

من می گم سگ                          اون می گه پارس خودرو  

من می گم ر خت خواب                 اون می گه شوروی 

من می گم دمپایی                        اون می گه نفر بر 

من می گم چکمه                         اون می گه نفر بر زرهی   

من می گم هاونگ                        اون می گه بلغارستان    

من می گم حمام                         اون می گه پاکستان                      

عید غدیر

من کنت ومولاه فهذا علی مولاه

 هرکس من مولای اوهستم علی مولای اوست.(پیامبراکرم ص)

عیدغدیر خم بر مسلمین مبارک باد.

داستان دانه ی خوش شانس

دانه ي خوش شانس  

 

 

 

سالها پيش، كشاورزي، يك كيسه ي بزرگ بذر را براي فروش به شهر مي برد.

 

 

 

 

 

ناگهان چرخ گاري به يك سنگ بزرگ برخورد كرد

 

 

 

 

 

 

 

و يكي از دانه هاي توي كيسه روي زمين خشك و گرم افتاد.

 

 

 

 

 

 

دانه ترسيد و پيش خودش گفت: من فقط  زير خاك در امان هستم.

گاوي كه از آنجا عبور مي كرد پايش را روي دانه گذاشت و آن را به داخل خاك فرو برد.

 

 

 

 

 

 

دانه گفت: من تشنه هستم، من به كمي آب براي رشد و بزرگ شدن احتياج دارم. كم كم باران شروع به باريدن كرد.

 

 

 

 

 

 

 

صبح روز بعد دانه يك جوانه كوچولوي سبز درآورد. جوانه تمام روز زير نور خورشيد نشست و قدش بلند و بلندتر شد.

 

 

 

 

 

 

روز بعد اولين برگش درآمد. اين برگ كمك كرد تا نور خورشيد بيشتري را بگيرد و بزرگتر شود.

 

 

 

يك روز غروب، پرنده اي گرسنه خواست آن را بخورد . اما ريشه هاي دانه آن را محكم در خاك نگه داشتند.

 

 

 

 

 

سالها گذشت و دانه آب باران زيادي خورد و مدتهاي زيادي در زير نور خورشيد نشست تا اينكه در ابتدا تبديل به يك درخت كوچك شد و بعد به درخت بزرگي تبديل شد.

 

 

 

 

 

حالا وقتي شما به كوه و دشت مي رويد. درخت قوي و بزرگي را مي بينيد كه  خودش دانه هاي بسياري دارد.

 

 

 
   

                         

 

صفحه اصلي سايت كودكان  >  قصه   > كتابخانه كودك >  دانه ي خوش شانس

 

كتابخانه كودك

 

عید غدیر برهمه مبارک

جوك مخصوص كودكان و نوجوانان 

يك نفر مغازه بادكنك فروشي باز مي كنه ولي بعد از مدت كوتاهي ورشكست مي شود، چون بادكنكهايش را به شرط چاقو مي فروخت

آسمان 12 دريا? ساله از ?

يك نفر مي خواست يك ماهي را خفه كنه هي سر ماهي را زير آب مي كرد و در مي آورد

آسمان 12 دريا? ساله از ?

تلويزيون داشت گل خدادداد عزيزي را به استراليا نشان مي داد. دو سه بار كه صحنه گل زدن را آهسته نشان دادند، تماشاچي عصباني ميشود و ميگه: حالا اينقدر نشان بده تا يكدفعه دروازه بان اون را بگيرد.  

محمدعلي اميني 12 ساله از  ابركوه

يك نفر به كله پزي مي رود. فروشنده از مشتري مي پرسد: آقا چشم بذارم؟

مشتري: بله، ولي اول بذار قايم بشم.

ستاره2001 ؟ ساله از ؟

كمك خلبان: خلبان نگاه كن، آدمها از اين بالا مثل مورچه مي مانند.

خلبان:چيزي كه تو مي بيني همان مورچه است چون ما هنوز پرواز نكرديم!!!!!!

سروناز آزاد 11 ساله از پاريس

 

روزي خودكار آبي پدرش مي ميرد تا يكماه مشكي مي نويسد.

ايران ؟ ساله از ؟

مديري با كارمندش به ناهارخوري مي رفت.كه يك چراغ جادو پيدا مي كنند . جن مي گه من براي هر كدام مي توانم يك آرزو برآورده كنم.

كارمند ميگه : اول من، دلم مي خواهد كه هاوائي كنار ساحل لم بدهم و از زندگي لذت ببرم....پوف ناپديد شد.

مدير فكري كرد و گفت: مي خواهم بعد از ناهار ، كارمندم در شركت باشه، چون كلي كار داريم.

نتيجه: هميشه اجازه بدهيد كه رئيس تان اول حرف بزند

 

صاحبخانه: هر وقت ميام ميگم اجاره خونه رو بده، ميگي وقتي حقوق بگيرم ، آخه داداش پس كي حقوق مي گيري

مستاجر: هر وقت استخدام شدم.!

ماشين مردي را دزد زد. يكي گفت: تقصير تو بود كه مواظب ماشينت نبودي. ديگري گفت: تقصير همسايه ها است كه در منزل را باز گذاشته بودند و خلاصه هر كسي نظري داد

مرد گفت : گويا همه ما گناهكاريم و دزد هيچ تقصيري ندارد

مرد ثروتمندي براي خود مقبره اي بسيار زيبا ساخت. وقتي مقبره آماده شد از معمار پرسيد : اين ساختمان چه كم دارد؟

بنا: وجود شريف شما را

  

مردي كه ادعاي خدائي مي كرد به زندان انداختند. يك روز نگهبان به او گفت: اگر تو خدايي ، پس چرا در زندان هستي؟

مرد: مگر نشنيدي كه مي گويند ، خدا همه جا هست.

مادر: ديشب ، دو قطعه شيريني مانده بود ولي حالا فقط يكي مانده است.

دختر:  چون هوا تاريك بود ، شيرين دومي را نديدم

 

دختر: شما هنوز سه روز  است كه با من آشنا شديد چطور تصميم به ازدواج گرفتيد؟

پسر: اختيار داريد ، بنده دو سال است در بانكي كار مي كنم كه پدرتان آنجا حساب دارد

     طراحي صفحات توسط سايت كودكان دات او آر جي  ،

امام كاظم (ع):

دانشي را  كه نمي داني فراگير و ازآنچه مي دا ني به نادان  بياموز0

امام حسن عسكري(ع):

 چه زشت است براي مومن دلبستگي به چيزي كه او را خوار دارد.

 

 

 

 

 

معصوم چهارم   

امام دوم

 

نام:حسن

محل تولد:مدینه

لقب:مجتبی

کنیه:ابومحمد

نام پدر:علی

نام مادر:فاطمه

تاریخ ولادت:15 رمضان

تاریخ شهادت:28 صفر

مدت امامت:10 سال

مدت عمر: 48 سال

محل دفن:قبرستان بقیع

نام قاتل:جعده{همسرانش}

 

 

مطالب دینی

معصوم دوم       

  امام اول

نام:علی

محل تولد:مکّه

 

لقب:مرتضی

 

کنیه:ابوالحسن

 

نام مادر:فاطمه بنت اسد

 

تاریخ ولادت:13رجب

 

تاریخ شهادت21رمضان

 

مدت امامت30 سال

 

مدت عمر:63 سال

 

محل دفن:

نجف اشرف

 

نام قاتل:ابن ملجم مرادی

ادامه نوشته

مطالب دینی

معصوم اول

 

پیامبر اسلام

نام  : محمّد

محل تولد :مکّبه

لقب :مصطفی

کنیه :ابوالقاسم

نام پدر :عبدالله

نام مادر :آمنه

محل دفن :مدینه ی منوره

(محمدنویدخلیلی) 

بنام خدا

 

نگاهي كوتاه به زندگي

پيامبر اسلام

 

شب از نيمه گذشت؛نسيم لذ‌ ّت بخشي سرزمين حجازرا فراگرفت.فقط آمنه بيدار بود.دردي را كه درانتظارش بود احساس كرد...

ناگهان چندبانوي ناشناس ونوراني رادراتاق خويش  ديد  كه  بوي  خوشي از  آنان  به  مشام

مي رسيد.متحيّربودكه اينان كيستندوچگونه ازدرب بسته داخل شده اند؟!

طولي نكشيد كه نوزاد عزيزش به دنيا آمد به اين ترتيب ديدگان آمنه از سحرگاه هفدهم ربيع الاوّل سال عام الفيل به ديدن فرزندش روشن شد.

محمّد(ص)به دنيا آمدو همراه باولادت او حوادثي درآ سمان وزمين ومخصوصا ً در مشرق زمين كه مهدتمدّن  آن روز  بود پديدارگرديد.

اين  نوزاد   با يستي آداب و رسوم كهنه وخرافي

ملـّت ها را در هم بكوبد وزنگ بيدار باش به صدا درآورد كاخ انو شيروان آ ن شب لرزيد وچهارده كنگره ي آ ن فرو ريخت وآتشگده فارس كه شعله هاي آن هزارسال زبانه مي كشيد به يك باره خا موش شود و در يا چه ي ساوه خشكيد . ومنطقه ي عظيم ديگري رابيدارساخت.!

حليمه دايه ي محمّد(ص)

اعراب رسم داشتن كه كودكان خويش راپس ازتولدبه دايه اي در ميان قبايل اطراف شهرمي سپردندتاهم در هواي آزادودرمحيط طبيعي صحراپرورش يابد...

به اين منظوروهمچنين اينكه آمنه مادر محمّد(ص)براي تغذيه ي فرزندش شيرنداشت،قبل ازبه دنياآمدن محمّدپدرش«عبدالله»دربازگشت ازسفرشام درمدينه درگذشته بود،«عبدالمطلـّب»پدربزرگ اوسرپرستي محمّدعزيزرابه عهده گرفت.

ايشان به فكرافتادكه بايدبانويي محترم ومطمئن براي نگهداري محمّد(ص)استخدام كند.پس از تحقيق «حليمه»راكه از  قبيله« بني سعد »قبيله ا ي كه به شجاعت و معروف بودندرا انتخاب كند حليمه خانواده ي فقيري بودند، محمّد(ص ) از سينه ي هيچ كدام از افراد قبايل شير نخورد به جز حليمه محمّد (ص) در شش سا لگي مادرش را كه براي ديداربستگان خود وشايد  زيا رت قبر شوهرش «عبدالله»  به مدينه رفته بود در محلـّه به نام «ابواء» ازدست داد .

گفتارو كردار دوران كودكي آ ن حضرت او رااز ساير كودكان ممتاز مي ساخت «ابوطالب»

عموي محمّد( ص )مي گفت : هرگزآن حضرت دروغ نمي گفت وكار نا شا يست انجام نمي داد نه بي جا مي خنديد و سخنان بيهوده نمي گفت وبيشترتنها بود.

قبل از اين كه كه«محمّد»به پيامبري برسد؛زاهدي گوشه گيردرصومعه اي، به نام« بحيرا»روزي ديدكارواني به «بصري»نزديك مي شودوتكه ابري بالاي سرآن هاسايه افكنده وهمراه آنان حركت مي كند.به پيشكارخودگفت:بروبه آنان بگوامروزهمه ي شما ميهمان من هستيد.

اهل كاروان به جزء محمّد(ص)كه مراقب اثاثيه بود آمدند.

«بحيراي» يهودي ديد ابربرجاي خودايستاده وحركت نمي كند.

پرسيد:آيا همه ي افراد آمده اند؟

گفتند:آري!به جزجواني كه از نظرسن ازهمه كوچكتراست.

بحيراگفت:به اوهم بگوييدبيايد.

ايشان آمد!ابرهم با او درحركت آمد!

«بحيرا»به «ابوطالب»عموي محمّْد(ص)گفت:اگرآن چه من ديدم يهوديان ببينندايشان رانابودخواهندساخت !

ابوطالب پرسيد:چرا؟

«بحيرا»گفت:ايشان شخصّيت بزرگي است اودر آينده پيامبرخواهدبودوفرشته ي وحي بر اوفرودخواهدآمد.

«ابوطالب» گفت:خدا ايشان راازشّردشمنان ويهوديان محافظت مي كند!.

 

محمّد(ص)در جواني مشغول چوپاني بود.دراين سن در نزدمردم به صفاتي چون جوانمردي ، خوش خلقي،    بزرگواري ،    همسايه داري برد باري ، راست گويي وامامت داري  مشهور بودهمه  به ايشان محمّد امين مي گفتن ايشان در سن 25  سالگي« خديجه» كه زني ثروتمند  بود به محمّد (ص) پيشنهاد   از دواج  داد  و  محمّد ( ص) پذيرفت . خديجه  25 سال  از بهترين سال هاي عمر خود را با محمّد( ص )گذراند.

محمّد( ص )از اين ازدواج صاحب 6 فرزند  شد 2 پسر به نام« قاسم» و«  طاهر»كه در همان دوران كودكي در مكّه مردند و4 دختر  به  نام « رقيّه » «زينب »« ام كلثوم»و«فاطمه »(س) كه بر جسته ترين آنها بود.

«خديجه» اوّلين زني بودكه به محمّد( ص) ايمان آورد ودر سال دهم بعثت از دنيا رفت .

محمّد( ص) به غار «حرا» مي رفت ودر آ ن جا مشغول عبادت مي شد در آن  زمان مردم  حجاز بسيار خرافاتي  و  جاهل  بودند   . محمّد ( ص) روزي  در  كوه  حرا بود   كه نا گهان  « جبرئيل »فرشته ي وحي بر او  پديدار شد وگفت : بخوان " .........

محمّد( ص) گفت : چه بخوانم «جبر ئيل» گفت: بخوان اي محمّدو بار سوّم جبرئيل تكرار كرد : بخوان   به   نام   پروردگارت   كه        آفريدانسان را از خون بسته شده .................

حضرت محمّد( ص) در سن40 سالگي از طرف خداوندتوسّط «جبرئيل» به پيامبري رسيد.

به دستور خدا وند  وبراي درامان ما ندن  از شرّدشمنان  3سال مردم را  به طور مخفيانه به دين اسلام دعوت مي كرد.

به فرمان خدا وند  تصميم گرفت دعوت خودرا علني وآ شكار سازد .

براي علني ساختن دعوت مردم به يكتاپرستي درابتدا به «علي» فرمود :غذايي تهيّه كند وخويشاوندانش كه تقريباً چهل نفربودند،دعوت نمايد.

ايشان غذاراآماده نمود وهمه ي آنان را دعوت نمود وهمگي حاضر شدند.آنگاه غذايي را كه خيلي كم بود آورد وتمام چهل نفر آن را خوردند وسير شدندوچيزي از آن كاسته نشد.

آنگاه ايشان خطاب به جمع حاضر فرمود:اي پسران عبدالمطلـّب خداوندمرا برانگيخته تا شمارابه سوي او بخوانم ،خداوند مرا بيم دهنده وبشارت دهنده براي شما قرارداده است مسلمان شويد وازمن پيروي كنيد كه به سعادت خواهيد رسيد،من خيردنياوآخرت شمارا مي خواهم ،كدام يك از شما مرا دراين امرياري مي كنيد؟

هيچ كس پاسخ نداد،تنها علي كه سن او ازهمه كمتر بود به پا خاست وگفت :اي پيامبر خدا،من يارتو هستم.

حضرت محمّد (ص)علي را نشاند وهمان گفتاررا سه بار تكرار كردولي به جزعلي (ع)كسي به او پاسخ نداد،آنگاه حضرت محمد (ص)اشاره به علي كردوگفت:

اين برادر ،وصي وجانشين من در ميان شماست ،به سخنان او گوش كنيد واز وي پيروي كنيد.

به اين ترتيب زمينه ي تبليغ  علني مردم آماده گرديدوآن حضرت با پشتكارخستگي ناپذير،پرچم اسلام را به اهتزاز در آورد.

به فرمان خدا وند  تصميم گرفت دعوت خودرا علني وآ شكار سازد .

راه كوه صفا را  در پيش گرفت وبه بلند ترين  قسمت آن رسيد در آن جا ايستاد وبا صداي بلند رسالت خودرا اعلام كرد .

ابولهب باحضرت محمّد( ص)مخالفت  كرد وبه پيامبر نا سزا گفت :  در اين زمان خدا وند در مذمّت او سوره ي« تبّت» را نازل كرد.

حضرت محمّد(ص)بيست وسه سال مردم را به دين اسلام وآيين يكتاپرستي دعوت كرد ودر اين راه رنج ومشقـّت فراواني كشيد.

بادشمنان اسلام ومسلمانان جنگ هاي زيادي كرد وبراي درامان ماندن ازدست دشمنان مجبور شدهجرت كند وزمان هجرت حضرت از مكـّه به مدينه تاريخ ما مسلمانان قرار دادند.

ودرسن شصت وسه سالگي ما مسمانان را عزادار كرد.

 

 

 

                   

 

 

 

 

                        تهيه كننده : ميلاد اسماعيلي

سلام به آموزگار خوبم خانم چوپاني :من در خانه امتحان رياضي كار كرده ام تا در امتحان رياضي موفق

شوم و نمره بيست بگيرم تا پدر و مادرم از دست من راضي باشند .

 

سلام:

شعر

 
 

 فرزندان ايران

 

 

 

ما گلهاي خندانيم

فرزندان ايرانيم

ايران پاك خود را

مانند جان مي دانيم

 

 

ما بايد دانا باشيم

هشيار و بينا باشيم

از بهر حفظ ايران

بايد توانا باشيم

 

 

 

آباد باشي اي ايران

آزاد باشي اي ايران

از ما فرزندان خود

دلشاد باشي اي ايران

 

 

    

سروده آقاي عباس يميني شريف

 

سايت كودكان >  شعر  > مهدكودك > شعر فرزندان ايران 

 

  طراحي صفحات توسط سايت كودكان دات او آر جي  ،

 

 

 
   

جوجه

 

 

تخم خود را شكستي

چگونه بيرون جستي

جوجه جوجه طلائي

نوكت سرخ و حنائي

 

نه پنجره ، نه در داشت

نه كسي ز من خبر داشت

گفتا جايم تنگ بود

ديوارش از سنگ بود

 

تخم خود را شكستم

اينگونه بيرون جستم

دادم به خود يك تكان

مثل رستم پهلوان

 

 
 

 

 

سايت كودكان >  شعر  > كودك > جوجه 

 

  طراحي صفحات توسط سايت كودكان دات او آر جي  ،

 

 

دانشمندان ثابت کردند که یاد گیری درس در کلاس به بیش از ۸۰درصد بوده است و اگر درس در همان روز خوانده شود درس را بیش از ۹۰ درصد یاد گرفته است .

ميخ واری کوهها در زمین

 

 

« و آيا ما کوهها را بمثابه ميخ قرار نداده ايم»؟

«اوتاد» جمع وَتـَد است. وَتـَد به ميخهای چادر و موارد مشابه آن گفته می شود. اين ميخها وقتی به زمين کوبيده می شوند بخش عمده آن در زمين فرو می رود و بخش کمتر آن بيرون از زمين می ماند. قرآن کوهها را به اينگونه ميخها تشبيه کرده است و تشبيه درستی است. بخش عمده ای از ارتفاع کوهها در زیر زمین است و بخش کمتری از آنها بیرون.

علاوه بر شباهت شکل و شمای کوهها و اوتاد، از نظر نقش و کارد کرد نیز کوهها مانند میخ هستند. یعنی کوهها در تثبیت لایه های زمین نیز نقش دارند.

پیش بینی بحیرا ؛ راهب مسیحی در مورد حضرت محمد(ص )

 

محمد امین همه ساله همراه عمویش ابوطالب برای تجارت به سفر می رفت ؛دریکی ازسفرها آنها با یه یک راهب مسیحی به نام بحیرا برخورد کردند،وقتی بحیرا محمد امین را دید  دانست که اوهمان پیامبری است که حضرت مسیح در مورد او سخن گفته و وعده ی آمدن او را داده بود؛پس رو کرد به ابو طالب و گفت :این طفل آینده ی درخشانی دارد،این همان پیامبر موعود است که کتابهای اسمانی از نبوت او خبرداده اند ‍. این همان پامبری است که من نام او و پدر او را در کتابها خوانده ام و می دانم ازکجا طلوع می کند.       

سهیل حجتی

 بچه ها سلام عید قربان را به همه ی معلمان و دوستانم تبریک می گو یم                  سهیل  حجتی                    

گرمترین نقطه بدن انسان جگروسردترین آن کف پاهااست

قدرت اندیشه

پیرمرد تنهايي در مزرعه اش زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.

تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود ولي چاره اي ديگر نبود تا از او كمك بگيرد.

پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :

پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال با اين وضعيت نخواهم توانست سیب زمینی بکارم. ولي در صورتي هم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد. من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی.

دوستدار تو پدر.

 

زمان زيادي نگذشت تا اينكه پیرمرد تلگرافي را با اين مضمون دریافت کرد :

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام !

4 صبح فردا 12 نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند.

پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهي چه کني ؟

پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا میتوانستم برایت انجام بدهم !

 

هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد. اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید

مسلما می توانید از عهده ي آن بخوبي برآييد.

داستان

درزمان حضرت عيسي(ع) سه نفر دربيابان گنجي راپيدا كردند . باخود گفتند: يكي رابه شهر بفرستيم تا برايمان غذابياورد. يكي ازآن ها به شهر رفت وبعداز تهيّه ي غذا باخود گفت :درغذايشان زهر مي ريزم تاوقتي خوردند آن دو نفر خوردند بميرند وگنج به من برسد.

آن دو مرد پيش خود گفتند : وقتي آن مرد برايمان غذا آورد اورا مي كشيم تاگنج مال مادونفر باشد.

وقتي آن مرد غذارا آورد اوراكشتند وباخوردن غذا ي مسموم هر دو مردند.

حضرت عيسي   (ع)با همراهانش از آن جا مي گذشت . گفت : نگاه كنيد كه هر سه نفر براي گنج كشته شده اند وگنج به هيچ كدامشان نرسيده است! اين پندي است كه دنيا پرستان بايد از دنيا بگيرند.

****************************************

تو كه آهسته مي خواني قنوت گريه هايت را

ميان ربّناي سبز دستانت دعايم كن

عيد قربان بر خانم چوپاني وشمابچّه ها مبارك باد

                                               *التماس دعا*

عيد قربان مبارك

 

 

با سلام: عیدشما مبارکاز زحمات شما یک دنیا متشکرم

علمي و چيستان

اولين كسي كه به فكر ساختن هلي كوپتر افتاد نقاش معروف ايتاليايي به نام لئونارد و داوينچي بود كه ماشيني شبيه هلي كوپتر طراحي كرد.

- نام يك شهر  پنج حرفي است كه سه حرف اوّل آن اسم يك حيوان وحشي است و حرف دوم و سوم آ ن يكي از اعضاي بدن است و دو حرف آخر آن اشاره به دور است ؟   گرگان

فرا رسیدن عید قربان بر همه ی مسلمانان جهان و خانم چوپانی تبریک عرض می کنم.و این گلها را از راه دور برای شما می فرستم....