السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی
السلام علیک یا غریب الغربا
السلام علیک یا معین الضعفاء والفقرا
با نام رضا به سینه ها گل بزنید با اشک به بارگاه اوپل بزنید
فرمود که هرزمان گرفتار شدید بردامن ما دست توسل بزنید
سی ام ماه صفرسال روزشهادت مظلومانه ی حضرت ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا (ع)
برشیعیان راستین آن حضرت تسلیت باد.
التماس دعا
السلام علیک یا رسول الله العلی الاعلی

السلام علیک یا رسول الله العلی الاعلی
یقرئک السلام و یخصک بالتحیه والاکرام
۲۸ صفر سال روز رحلت پیامبر بزرگ اسلام وشهادت سبط اکبر ،حضرت امام حسن مجتبی (ع )بر شیعیان راستین مولا (ع) تسلیت باد.
علمی
22 بهمن
تشکر از معلم عالی
نامه ای برای کلا س
چیستان
علمی
چیستان
علمی
چیستان
| 67- آن چيست كه روز مي دود و شب پاسبان اتاق است؟ |
| 68- آن چيست كه امروز مهمان ماست، فردا نوبت شماست؟ |
| 69- آن چيست كه اگر از ارتفاع زياد به زمين افتد نمي شكند اما اگر در دخمه اي افتد مي شكند؟ |
| 70- آن كدام جانور است كه صبح با چهار پا ظهر با دو پا و عصر با سه پا راه مي رود؟ |
| 71- آن چيست كه روز و شب دستش را به كمرش زده وايستاده؟ |
| 72- آن چيست كه من يكي دارم تو دو تا داري شاه سه تا و پسر پادشاه نه تا؟ |
| 73- آن چيست كه در دنياست، دنيا هم دراوست؟ |
| 74- آن چيست كه تا اسمش را به زبان مي راني مي شكند؟ |
| 75- آن چيست كه هر چه آب در آن بريزند پر نمي شود؟ |
| 76- آن چيست كه هر چه مي دويم به آن نمي رسيم؟ |
| 77- آن كيست كه براي همه ي مردم لباس مي دوزد اما خودش لخت است؟ |
| 78- آن چيست كه ما تصور مي كنيم او را مي خوريم اما در حقيقت او ما را مي خورد؟ |
| 79- آن چيست كه شيرين است و طعم ندارد، سنگين است و وزن ندارد؟ |
| 80- آن چيست كه من مي روم و او مي ماند؟ |
| 81- آن چيست كه بي علم و دانش ،همه چيز را همانگونه كه هست آشكار مي سازد؟ |
| 82- آن چيست كه تا سرش را نبرند حرف نمي زند؟ |
| 83- آن چه كشوري است كه در پيشاني ماست؟ |
| 84- آن چه كشوري است كه در چشم ماست؟ |
| 85- آن چيست كه هر چه آن را بيشتر بكشيم كوتاه تر مي شود؟ |
| 86- آن چيست كه هر چه آن را بيشتر بكشيم بلند تر مي شود؟ |
| 87- آن چيست كه اگر باشد (كور) است و اگر نباشد (كر) است؟ |
| 88- آن چيست كه پدر و پسر دارند اما مادر ندارد؟ |
| 89- آن چيست كه بسيارش كم است و آن چيست كه كمش بسيار است؟ |
| 90- آن كدام يك است كه دو نمي شود؟ |
| 91- آن كدام دو است كه سه نمي شود؟ |
| 92- آن كدام سه است كه چهار نمي شود؟ |
| 93- آن كدام چهار است كه پنج نمي شود؟ |
| 94- آن كدام پنج است كه شش نمي شود؟ |
| 95- آن كدام شش است كه هفت نمي شود؟ |
| 96- آن كدام هفت است كه هشت نمي شود؟ |
| 97- آن كدام هشت است كه نه نمي شود؟ |
| 98-آن كدام نه است كه ده نمي شود؟ |
| 99- آن كدام ده است كه يازده نمي شود؟ |
| 100- اون چي چيه كه روش نقرس ، زيرش طلا؟ |
| 101- اون چيه كه مال تويه ، اما خودت كمتر ازهمه به كارش مي بري؟ |
| 102- آن كدام درنده است كه آدم سرش را مي خورد؟ |
| 103- آن چيست كه در ميان (گربه) ، ماهي است؟ |
| 104- منظور از خروس بيوه چيست؟ |
| 105- اكنون چهار تن از پيامبران زنده هستند ، آن چهار تن كدامند؟ |
| 106- آن چيست كه پر و خاليش يك وزن دارد؟ |
| 107- خداوند متعال چه مي خورد ، چه مي پوشد و چقدر توانايي دارد؟ |
| 108- اين عبارت را بخوانيد.( كشمشمشير كشمشير ). |
| 109- اين مصراع را بخوانيد.( پيشلطيفطلعتشقيمتمنشكستهشد.). |
| 110- از صفر تا صد چند تا 9 وجود دارد؟ |
| 111- فرق چيني و ژاپني در چيست؟ |
| 112- |
| آن چيست كه روز مي دود و شب پاسبان اتاق است؟ |
| آن چيست كه امروز مهمان ماست، فردا نوبت شماست؟ |
| آن چيست كه اگر از ارتفاع زياد به زمين افتد نمي شكند اما اگر در دخمه اي افتد مي شكند؟ |
| آن كدام جانور است كه صبح با چهار پا ظهر با دو پا و عصر با سه پا راه مي رود؟ |
| آن چيست كه روز و شب دستش را به كمرش زده وايستاده؟ |
| آن چيست كه من يكي دارم تو دو تا داري شاه سه تا و پسر پادشاه نه تا؟ |
| آن چيست كه در دنياست، دنيا هم دراوست؟ |
| آن چيست كه تا اسمش را به زبان مي راني مي شكند؟ |
| آن چيست كه هر چه آب در آن بريزند پر نمي شود؟ |
| آن چيست كه هر چه مي دويم به آن نمي رسيم؟ |
| آن كيست كه براي همه ي مردم لباس مي دوزد اما خودش لخت است؟ |
| آن چيست كه ما تصور مي كنيم او را مي خوريم اما در حقيقت او ما را مي خورد؟ |
| آن چيست كه شيرين است و طعم ندارد، سنگين است و وزن ندارد؟ |
| آن چيست كه من مي روم و او مي ماند؟ |
| آن چيست كه بي علم و دانش ،همه چيز را همانگونه كه هست آشكار مي سازد؟ |
| آن چيست كه تا سرش را نبرند حرف نمي زند؟ |
| آن چه كشوري است كه در پيشاني ماست؟ |
| آن چه كشوري است كه در چشم ماست؟ |
| آن چيست كه هر چه آن را بيشتر بكشيم كوتاه تر مي شود؟ |
| آن چيست كه هر چه آن را بيشتر بكشيم بلند تر مي شود؟ |
| آن چيست كه اگر باشد (كور) است و اگر نباشد (كر) است؟ |
| آن چيست كه پدر و پسر دارند اما مادر ندارد؟ |
| آن چيست كه بسيارش كم است و آن چيست كه كمش بسيار است؟ |
| آن كدام يك است كه دو نمي شود؟ |
| آن كدام دو است كه سه نمي شود؟ |
| آن كدام سه است كه چهار نمي شود؟ |
| آن كدام چهار است كه پنج نمي شود؟ |
| آن كدام پنج است كه شش نمي شود؟ |
| آن كدام شش است كه هفت نمي شود؟ |
| آن كدام هفت است كه هشت نمي شود؟ |
| آن كدام هشت است كه نه نمي شود؟ |
| آن كدام نه است كه ده نمي شود؟ |
| آن كدام ده است كه يازده نمي شود؟ |
| اون چي چيه كه روش نقرس ، زيرش طلا؟ |
| اون چيه كه مال تويه ، اما خودت كمتر ازهمه به كارش مي بري؟ |
| آن كدام درنده است كه آدم سرش را مي خورد؟ |
| آن چيست كه در ميان (گربه) ، ماهي است؟ |
| منظور از خروس بيوه چيست؟ |
| اكنون چهار تن از پيامبران زنده هستند ، آن چهار تن كدامند؟ |
| آن چيست كه پر و خاليش يك وزن دارد؟ |
| خداوند متعال چه مي خورد ، چه مي پوشد و چقدر توانايي دارد؟ |
| اين عبارت را بخوانيد.( كشمشمشير كشمشير ). |
| اين مصراع را بخوانيد.( پيشلطيفطلعتشقيمتمنشكستهشد.). |
| از صفر تا صد چند تا 9 وجود دارد؟ |
| فرق چيني و ژاپني در چيست؟ |
اربعین مظلوممان حسین (ع)
از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم كه حیات اسلام مدیون رگهای پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لبهای خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون كودک غمگین و تمام حقیقت هایی كه هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم.
اربعینی با دختر كوچک حسین (ع) مهر را در آغوش گرفتیم، ناله زدیم، درد دلها گفتیم و شكوهها روانه كردیم. اربعینی از عمق جان، فریاد یا حسین كشیدیم، بر سینه زدیم و خنده را حرام كردیم.
کربلا؛ این خارستان خشک و بیآب، دریای انسانیت و کمال است، اقیانوس بی کرانهای است که در آن گوهر همه عظمتها و خوبیها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غواص قهار میطلبد. و هر کدام به فراخور حالمان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم و بر اساس آن قضاوتی ....
در زیارت اربعین پیرامون فلسفه آن آمده است: و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک عن الجهاله و حیرهالظلاله: حسین علیه السلام خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.
و شیعه همیشه و در تمامى روزهاى سوگوارى حضرت سیدالشهداء علیه السلام و از آن جمله روز اربعین آن حضرت، در زیارت و اقامه ماتم و عزادارى كوتاهى نكرده و از اینجاست كه امام حسن عسكرى علیهالسلام زیارت اربعین را از علایم ایمان شمرده است.
آرى، تنها زیارت اربعین سیدالشهداء علیه السلام است كه مؤمن خالص را از دیگران تمیز مىدهد، و دوستان اهل بیت علیهم السلام را از غیر آنان جدا مى كند. و مؤمن واقعى كسى است كه نگذارد آثار نهضت حسین علیه السلام فراموش شود و در قدردانى و شركت در هدف آن حضرت كوتاهى نورزد.
پیروان و دوستان امام حسین علیه السلام امیدوارند تا از این طریق مشمول این حدیث نبوى شوند كه جابر بن عبدالله انصارى - از صحابه رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم و نخستین زائر قبر حضرت اباعبدالله در اولین اربعین سیدالشهداء روایت كرده است: «كسى كه قومى را دوست دارد با آنها محشور مى شود و كسى كه عمل قومى را دوست دارد با ایشان شریک مىباشد».
دلهایمان بیتاب سالار شهیدان، و چشمانمان بر مظلومانه ترین شهادت تاریخ همواره درخشان و بارانی باد.
اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایقها میگذرد؛ و اینک از صدای نحص شلاق خزان بر پیكر آلالهها، اربعینی میگذرد و اسارت، سیلی، غربت، فریاد و بیدارگری سهم حاملان پیغام قاصدک های عترت و عظمت شد.
از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم كه حیات اسلام مدیون رگهای پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لبهای خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون كودک غمگین و تمام حقیقت هایی كه هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم.
اربعینی با دختر كوچک حسین (ع) مهر را در آغوش گرفتیم، ناله زدیم، درد دلها گفتیم و شكوهها روانه كردیم. اربعینی از عمق جان، فریاد یا حسین كشیدیم، بر سینه زدیم و خنده را حرام كردیم.
کربلا؛ این خارستان خشک و بیآب، دریای انسانیت و کمال است، اقیانوس بی کرانهای است که در آن گوهر همه عظمتها و خوبیها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غواص قهار میطلبد. و هر کدام به فراخور حالمان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم و بر اساس آن قضاوتی ....
در زیارت اربعین پیرامون فلسفه آن آمده است: و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک عن الجهاله و حیرهالظلاله: حسین علیه السلام خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.
و شیعه همیشه و در تمامى روزهاى سوگوارى حضرت سیدالشهداء علیه السلام و از آن جمله روز اربعین آن حضرت، در زیارت و اقامه ماتم و عزادارى كوتاهى نكرده و از اینجاست كه امام حسن عسكرى علیهالسلام زیارت اربعین را از علایم ایمان شمرده است.
آرى، تنها زیارت اربعین سیدالشهداء علیه السلام است كه مؤمن خالص را از دیگران تمیز مىدهد، و دوستان اهل بیت علیهم السلام را از غیر آنان جدا مى كند. و مؤمن واقعى كسى است كه نگذارد آثار نهضت حسین علیه السلام فراموش شود و در قدردانى و شركت در هدف آن حضرت كوتاهى نورزد.
پیروان و دوستان امام حسین علیه السلام امیدوارند تا از این طریق مشمول این حدیث نبوى شوند كه جابر بن عبدالله انصارى - از صحابه رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم و نخستین زائر قبر حضرت اباعبدالله در اولین اربعین سیدالشهداء روایت كرده است: «كسى كه قومى را دوست دارد با آنها محشور مى شود و كسى كه عمل قومى را دوست دارد با ایشان شریک مىباشد».
دلهایمان بیتاب سالار شهیدان، و چشمانمان بر مظلومانه ترین شهادت تاریخ همواره درخشان و بارانی باد.
اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایقها میگذرد؛ و اینک از صدای نحص شلاق خزان بر پیكر آلالهها، اربعینی میگذرد و اسارت، سیلی، غربت، فریاد و بیدارگری سهم حاملان پیغام قاصدک های عترت و عظمت شد.
از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم كه حیات اسلام مدیون رگهای پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لبهای خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون كودک غمگین و تمام حقیقت هایی كه هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم.
اربعینی با دختر كوچک حسین (ع) مهر را در آغوش گرفتیم، ناله زدیم، درد دلها گفتیم و شكوهها روانه كردیم. اربعینی از عمق جان، فریاد یا حسین كشیدیم، بر سینه زدیم و خنده را حرام كردیم.
کربلا؛ این خارستان خشک و بیآب، دریای انسانیت و کمال است، اقیانوس بی کرانهای است که در آن گوهر همه عظمتها و خوبیها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غواص قهار میطلبد. و هر کدام به فراخور حالمان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم و بر اساس آن قضاوتی ....
در زیارت اربعین پیرامون فلسفه آن آمده است: و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک عن الجهاله و حیرهالظلاله: حسین علیه السلام خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.
و شیعه همیشه و در تمامى روزهاى سوگوارى حضرت سیدالشهداء علیه السلام و از آن جمله روز اربعین آن حضرت، در زیارت و اقامه ماتم و عزادارى كوتاهى نكرده و از اینجاست كه امام حسن عسكرى علیهالسلام زیارت اربعین را از علایم ایمان شمرده است.
آرى، تنها زیارت اربعین سیدالشهداء علیه السلام است كه مؤمن خالص را از دیگران تمیز مىدهد، و دوستان اهل بیت علیهم السلام را از غیر آنان جدا مى كند. و مؤمن واقعى كسى است كه نگذارد آثار نهضت حسین علیه السلام فراموش شود و در قدردانى و شركت در هدف آن حضرت كوتاهى نورزد.
پیروان و دوستان امام حسین علیه السلام امیدوارند تا از این طریق مشمول این حدیث نبوى شوند كه جابر بن عبدالله انصارى - از صحابه رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم و نخستین زائر قبر حضرت اباعبدالله در اولین اربعین سیدالشهداء روایت كرده است: «كسى كه قومى را دوست دارد با آنها محشور مى شود و كسى كه عمل قومى را دوست دارد با ایشان شریک مىباشد».
دلهایمان بیتاب سالار شهیدان، و چشمانمان بر مظلومانه ترین شهادت تاریخ همواره درخشان و بارانی باد.
شعر
|
حکایت موش |
|
پیش موشکی بود در حوالی بلخ گشنه و گدا و ترس آلود شب به دنبال خرده نانی خشک تا سحر در عذاب و ماتم بود گر می آبید لقمه نانی خرد بر دهان میتپاندش آن را زود صبح ها به زیر پل می رفت تا شب آنجا به خواب می آسود یک شبی که زار و خسته و تلخ در پی لقمه نان خشکی بود دوستی ز یاوران قدیم چاق وفربه، قوی و چرب آلود حال زارش بدید و با او گفت تا کی این جا چنین به حال رکود می روی و رود شب و روزت در کثافات جوی و بستر کود حال من را ببین که این شکمم گشته از فربه گی ورم آلود روز ها خوراک مرغ و کباب می خورم کنار آن فس فود این چنین که حال و زور من است خود نباشد به جنت موعود موشک انگشت در دهانش ماند ای عجب ای رفیق راز آلود راز خود را عیان نما جانا تا در آیم از این ره نابود گفت با وی که با من آ و ببین رمز این تجارت پر سود ره ببرند هر دو تا با هم برگذشتند از سه چارتا رود تا رسیدند بر عمارتگاه ساختمانی خجسته و مسعود سر در آن نوشته با خط خوش اسم آن را به هیبت مشهود دودکش های گنده و خوب که از آن می دمید پرتو دود بوی دود و غذا و خوشحالی موشک از جا پرید و در شد زود راه مطبخ به پیش گرفت با خودش گفت صد درود و سرود دوره ی لاغری رسید به سر ای خدایا عجب زمانی بود در دلش شاکر از رفیق شفیق لیک ناگه رهش بشد مسدود مردکی با قیافه ی زشت چشم هایش به خصم و کبود در قفس کرد موشک ما را موشک از درد زجه ای بنمود نارفیقش به خنده گفتش آی این تجارت بود که دارد سود ابله این جا زمین شهداریست جمله شهداریان به موش عنود بسته ام من، یکی قراردادی تا کنم موشکان همه نابود این شکم که گشته چاق و بزرگ حاصل این فروش خوشگل بود موشک آواز غم سرود که آخ ای خوشا جوی و بستر پر کود ای شکم هان چه کردی باز دادی آزادگی من بر دود! مردک او را ببرد و بریخت رویش سه چار دانه کبود موشک آهسته بو نمود و بگفت آفرین باد بر سخاوت و بر جود شوخی ای بوده گفته ی یارم خنده زد بر تمام گفت و شنود ای شکم مژده که غذا آمد چیزکی شبیه دانه نخوود با خودش گفت اول این باشد بعد از آن هم غذای چرب آلود ابله، از دانه صاف و ساده بخورد ناگهان چرخ زد جهان وجود جان به جان آفرین خویشش داد مرده اش را به گربه دادن زود! |
از دو راه: 1- عمل به فرامین او 2- دوست داشتن خلق.
1- عمل به فرامین و احکام او: در طول زندگی بایستی احکام و فرامین او را به جای آورد.
"اٌشو" راه رسیدن به حضور حق را در قالب حکایتی چنین می نگارد:
روزی عارف کبیری در خانه اش نشسته بود، پیرمردی از روستایی دور به دیدن او آمد و گفت:
"ای قدیس! چه گویم که به خدا برسم و محبوب او شوم؟!"
عارف نگاهی به او کرد و گفت: "خوش بگذران، با شادی ات خدا را نیایش کن!"
لحظاتی بعد مرد جوانی به حضور عارف رسید و گفت: "چه کنم تا به خدا برسم؟"
عارف گفت: "زیاد خوش گذرانی نکن!"
جوان تشکر کرد و رفت. یکی از شاگردانش که آن جا نشسته بود گفت: "استاد بالاخره معلوم نشد که باید خوش بگذرانیم یا نه!"
عارف گفت: "سیر و سلوک روحانی و رسیدن به حضور حق مانند بندبازی است که چوبی در دست دارد گاهی آن چوب را به طرف راست و گاهی به طرف چپ می برد تا تعادل خود را روی بند نگه دارد.
آن چوب را چوب تعادل گویند!"
به خاطر بسپار: تعادل و میانه روی یگانه راه حصول به خلوت حق می باشد!
"گوراناک" - شاعر ژرف اندیش- در این باره می سراید:
به قلب خویش بنگر
آنجا "او" سلطان تو، مسکن دارد.
به "او" و نه خویش عشق بورز!
همچون "او" اندیشه کن
خواست "او" را بخواه
و آن چنان که "او" فرمان می دهد، عمل کن.
نفس کوچک خود را رها کن،
و در درگاه نیلوفرین او
کمال سرور را پیدا کن!
زیباترین شکل اطاعت از فرامین خداوند گردن نهادن به خواست اوست همچون: فضیل عیاض".
حکایت تبسم "فضیل عیاض":
گویند سی سال بود که هیچ کس "فضیل عیاض" را خندان ندیده بود، مگر آن روز که پسرش بمرد و او تبسم کرد!
گفتند: "ای خواجه! چه وقت این است؟"
فضیل گفت:
رضا، شادی دل است به تلخی قضا! اکنون دانستن که خداوند راضی بود به مرگ این پسر، من نیز موافقت کردم و رضای او را تبسم کردم!
آیا ما می توانیم این گونه از سر ایمانی لجام گسیخته تن به رضایت حضرت دوست دهیم؟
تکرار می کنم! همه چیز در جهان دو طرف دارد. اگر ما به فرامین خداوند گوش دهیم، باید مطمئن باشیم که او هم به درخواست های ما گوش می دهد مانند: این دلداده درویش ژنده پوش!
حکایت دلداده درویش ژنده پوش:
"روزی در یک روستا، درویشی در حال گذر بود. در همان حال کودکی بر پشت بام یکی از خانه ها بازی می کرد. به ناگه بر لب بام آمد و در مقابل چشمان وحشت زده اهالی به پایین پرتاب شد. درویش به محض مشاهده صحنه فریاد زد: "او را نگه دار!". سقوط شتابناک کودک آرام شد. درویش دوید و کودک را در میان زمین و هوا گرفت و در مقابل حیرت اهالی، کودک را سالم به آنان برگرداند!
مردم به دور درویش حلقه زدند و او را از اولیاءالله دانستند و هر یک به تعارف صفت غریبی را به درویش نسبت دادند.
درویش اهالی را ساکت کرد و گفت: "اینان که می گویید، من نیستم! من فقط بنده معمولی خداوند هستم که به فرامین او گوش جان سپرده و عمل کرده ام و لحظه ای که این صحنه را دیدم، گفتم، خدایا، او را نگه دار!
زیرا من با او- منظور خداوند است- دوست هستم و عمری به دستورات او گوش کردم و عمل نمودم و اینک از او یک درخواست کردم و او اجابت نمود، پس می بینید که اتفاق مهمی نیفتاده است.
آنگاه درویش کوله پشتی خویش بر دوش گرفت و از مقابل دیدگان متحیر مردم روستا در غبار زمان محو شد.
ببینید چقدر ساده است!
بیایید از همین امروز یک چنین ارتباطی را با حضرت دوست برقرار کنیم اما خطاهای خود را مانند دوست بهلول توجیه نکنیم!
حکایت بهلول و آب انگور:
روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟
بهلول گفت: نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! بهلول گفت: حال مقداری خاک نرم بر گونه ات می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت و آن را محکم بر پیشانی مرد زد! مرد فریادی کشید و گفت: سرم شکست! بهلول با تعجب گفت: چرا؟ من که کاری نکردم! این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی، اما من سرت را شکستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بشکنی!!
2- دوست داشتن خلق:
"استیفن لوید" می گوید:
"اگر مرگ شما نزدیک بود و فقط فرصت یک تلفن کردن را داشتید، به چه کسی تلفن می کردید؟ و چه چیزی می گفتید؟"
بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده ست
چرا آب به گلدان نرسیده ست و
هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده ست
بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید بنویسد
که هنوزم که هنوز است
چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده ست
چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده ست
عصر این جمعه ی دلگیر
وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس!
تو کجایی گل نرگس؟؟تو کجایی؟
ازطرف امیرمهدی
درد ودل
می خواستم .... می خواستم بگم ما رو فراموش نکنین. آخه ما هم حق داریم که .....
اصلاْ شما بگید !ما چه حق هایی داریم ؟خانم معلم خوبم شما بگوتا بچه ها از بزرگتراشون بژرسند و بیان تو کلاس بگن .
منم این کارو می کنم .
این گلا تقدیم به شما گلا:

امیر مهدی دوستدار شما ![]()
