|
در خدمت خانم چوپانی معلم کلاس سوم دبستان هستم و چند سوال می خواهم از ایشان بکنم سین-اول از هر چیز،خانم چوپانی سلام جیم- سلام پسر گلم سین .قبل از هر چیز به خاطر زحمات شما برای ما بچه های کلاس سوم تشکر می کنم و نیز از فرصتی که در اختیار من قرار دادی ممنون هستم . سوال خودم را اینطور شروع می کنم که ،اول از همه بفرمایید چند ساله که معلم هستید و چند سال است که کلاس سوم تدریس می کنید جیم- 17 سال سابقه ی تدریس دارم و 5 سال معلم کلاس سوم بوده ام سین- خانم شما شعر هم می نویسید .چی شد شاعر شدید و اولین شعری رو که گفتین چند سال قبل بود ؟ جیم- علاقه ی من به اشعار متفاوت و نوشته های موزون باعث شد که به شعر گفتن رو بیاورم .اولین شعرم را دردوره ی دبیرستان،سال سوم گفتم که بسیار هم مورد تشویق یکی از دبیران خوبم به نام حاج احمد آقا فاضل قرار گرفت سین- شعر گفتن رو بیشتر دوست دارید یا درس دادن به ما بچه ها رو ؟ جیم-اگر قرار باشد یکی را انتخاب کنم ،تدریس را بیشتر دوست دارم . سین-آیا شعرهاتون رو چاپ کردید و کتاب شعر چاپ شده دارید؟ جیم-خیر .متاسفانه هنوز اقدامی در این زمینه انجام نداده ام . سین- اگه از شما بخواهم یه شعر کوچولو الان بگین می توانید ؟ جیم- یک دسته گل لاله تقدیم تو آلاله سین- می خواهم چند سوال خصوصی از شما بپرسم .در ضمن می توانید جواب ندید . چندتا بچه دارید ؟ج- 2 تا دختر از چه غذایی بیشتر خوشتون میاد ؟جیم-کباب -آش سین-خودتون آشپزی می کنید یا غذای آماده می گیرید ؟ جیم-همیشه خودم –اصلا غذای بیرون را دوست ندارم . سین.چقدر بچه های کلاس رو و بچه های خودتون رو دوست دارید ؟ جیم-همه ی آنها ،را جزیی از وجود خودم می دانم. سین.بهترین تفریح شما چیه ؟ جیم-کتاب خواندن –شعر سرودن و خواندن مطالب شاگردانم در وبلاگ گروهی کلاس سین بهترین هدیه ای که می تونه شما رو خوشحال کنه چیه ؟جیم-قدردانی سین- در پایان و آخرین سوال من اینکه :توی یک جمله ،برای ما بچه های کلاس و پدر و مادر های ما بچه ها چه صحبتی داری ؟ جیم-بچه های زرنگم !با زیرکی خودتون،اجازه ندهید پدر و مادرتون با هم قهر کنند و یا خدای نکرده از هم جدا بشوند . پدر و مادر ها !زندگی و عمر ما آدم ها خیلی کوتاه تر از این است که به خاطر خود خواهی هایمان دیگران را به رنج و عذاب بیندازیم و به این وسیله چند صباحی از این زندگی پوچ ،بیشتر لذت ببریم .پس خدا و قیامت را و در حضور ائمه و مادر بزرگوارشان ،شرمنده شدن را در نظر داشته باشیم و به فکر آینده ی بچه هایمان باشیم نه هوای نفس خودمان . در پایان از خانم چوپانی خداحافظی می کنم و برای ایشان و خانواده ی محترمشان آرزوی موفقیت دارم. با تشکر: پوریا شریفی |
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۷ ساعت 14:58 توسط خانم چوپانی آموزگار کلاس سوم1
|