عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت

بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده ست

چرا آب به گلدان نرسیده ست و

هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده ست

بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید بنویسد

که هنوزم که هنوز است

چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده ست

چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده ست

عصر این جمعه ی دلگیر

وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس!

تو کجایی گل نرگس؟؟تو کجایی؟

ازطرف امیرمهدی