لطیفه
بنام آن دوست که همه ی هستی ازاوست
قبل وبعدازازدواج
۱-قبل ازازدواج:
مرد:دیگه نمی تونم منتظربمونم
زن:می خوای ازیشت برم؟
مرد:فکرشم نکن.
زن:منودوست داری؟
مرد:البته.
زن:تاحالابه من دروغ گفتی؟
مرد:نه،چرااین سوال رومی پرسی؟
زن:منومسافرت می بری؟
مرد:مرتب.
زن:منوکتک می زنی؟
مرد:به هیچ وجه.
زن:می تونم بهت اعتمات کنم؟
۲-بعدازازدواج:همین متن را ازپایین به بالابخوانید.
خداحافظ
<<محمدرضاصالحی>>
+ نوشته شده در سه شنبه سوم آبان ۱۳۹۰ ساعت 18:9 توسط محمد رضا صالحی
|