خلق غم وآمدن بهلول از قبرستان وسوال از او:
سلام
معلم عزیزم خانم چوپانی اززحمات سپاسگزارم ازدوستان خوب همکلاسیم هم تشکرمیکنم
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو که بشر را اينقدر دوست داري غم را چرا آفريدي؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد
آمدن بهلول از قبرستان وسوال از او:
روزی بهلول ازقبرستان می آمد، از او پرسید ند:
ازکجا می آیی ؟ گفت :
ازپیش این قافله که دراین سرزمین نزول کرده اند . گفتند :
آیا از آنها سوالا تی هم کرده ای ؟ فرمود :
آری ، از آنها پرسیدم کی از اینجا حرکت و کوچ خواهید نمود ،جواب دادند که: ما انتظار شما را داریم تا هروقت همگی به ما ملحق شدید،حرکت کنیم .
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 21:0 توسط اباالفضل حاجی صادقیان
|